السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
64
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
متنجس بخار شود وسگ در نمك زار نمك شود وهم چنين است نطفه حيوان طاهر شود وطعام نجس جزء حيوان شود واما مبدل شدن أوصاف وتفرق اجزاء پس اعتباري ندارد مثل آنكه گندم آرد يا خمير يا نان شود وشير پنير شود ودر صدق استحاله بر چوب هر گاه زغال شود تأمل است وهم چنين در گرديدن گل به صورت سفال يا آجر وهر گاه شك كرد در استحاله محكوم به طهارت نخواهد شد ( پنجم ) از مطهرات انقلاب است مثل شراب كه منقلب به سركه شود پاك مىشود خواه به خودى خود منقلب شود يا بعلاجى مثل آنكه مقدارى سركه با نمك در آن بريزند خواه مستهلك شود يا بر حال خود باقي بماند وشرط است در طهارت خمر بسبب انقلاب نرسيدن نجاست خارجي بان پس اگر در حالي كه خمر بوده بول يا غير آن در آن واقع شد يا با نجاست ملاقاة كرد پاك نمىشود به انقلاب ( مسألة 1 ) هر گاه انگور يا خرماى متنجس سركه شود پاك نمىشود وهم چنين است هر گاه خمر بشود پس از آن سركه شود ( مسألة 2 ) هر گاه ريخته شود در خمر چيزى كه سكر آن را زايل كند پاك نمىشود وبر حرمت خود باقي است ( مسألة 3 ) بخار بول يا آب متنجس پاك است پس باكى نيست بقطرهائى كه مىچكد از سقف حمام مگر آنكه علم داشته باشد به نجاست سقف ( مسألة 4 ) هر گاه واقع شود قطره از خمر در خم سركه ومستهلك شود در آن پاك نمىشود ونجس مىكند سركه را مگر در وقتي كه علم پيدا شود به انقلاب آن به سركه كه به مجرد واقع شدن در آن ( مسألة 5 ) انقلاب غير از استحاله است زيرا كه مبدل نمىشود در آن حقيقت نوعيه به خلاف استحاله ولذا پاك نمىشود متنجسات به انقلاب وپاك مىشود به استحاله ( مسألة 6 ) هر گاه نجس شود عصير بخمر وبعد منقلب شود بخمر وبعد از آن منقلب شود به سركه بعيد نيست طهارت آن بسبب آنكه نجاست عرضيه آن ذاتية شد بواسطة انقلاب آن بخمر به خلاف آنكه نجس شود عصير به نجاسات ديگر غير از خمر كه انقلاب آن بخمر زايل نمىكند آن را وذاتيه نمىگرداند آن را پس اثر نجاست آن باقي است بعد از انقلاب نيز ( مسألة 7 ) تفرق اجزاء باستهلاك غير از استحاله است ولذا اگر مقدارى از خون در كر آب ريخته شود ومستهلك شود در آن محكوم به طهارت است لكن اگر آن آب را تجزيه كنند وخون را از آن بيرون كشند عود به نجاست خواهد كرد به خلاف استحاله زيرا كه هر گاه بول بخار شود پس از آن آب گردد حكم به نجاست آن نمىشود به جهت آنكه حقيقت آن تغيير كرده بلى اگر فرض شد كه بعد از آنكه آب گرديد بول بر آن صدق كرد محكوم